حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
458
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
اتحاد : از وحد ؛ وحدت ، يكتايى ، يكرنگى ، يكسويى ، توافق . شهود وجود واحد مطلق از آن جهت كه همه اشياء به وجود واحد حق ، موجود هستند و فى نفسه معدومند . اثر : نشان و علامتى كه از چيز نابودشده ، باقى مانده است . احتجاب : - حجاب . أحد : به معنى يك ، تنها و يگانه ، از ريشه « و ح د » كه واو آن به همزه تبديل يافته ، جمع آن آحاد است ؛ يكى از نامها و صفات خداوند است ، معناى اين صفت دربارهء خداوند ، مبالغه در وحدت تام و كامل و نفى هرگونه تركيب صورى و عقلى است و لازمهء احديت و نفى تركيب ، جامعيّت صفات كمال از علم و قدرت و حيات و اراده و خير مىباشد . حلاج : احد كسى است كه از آن آحاد ظاهر مىشود . احديت : اسم مرتبه ذات است . إحسان : از ريشهء « حسن » به معنى نيكى و خوبى است . زيبايى هم گفتهاند . چنانچه به زن زيبا « حسناء » گويند . در فرهنگ عرفانى تحقق عبوديت بر مشاهدهء حضرت ربوبيت به نور بصيرت است . كاشانى مىگويد : احسان عبارت از كمال عبوديت و پرستش آفريدگار است خالصا لوجه اللّه و آنچه كند با خلوص نيّت و به قصد عبوديت و تقرّب به انوار واهب الصور و الوجود كند . مولوى : چيست احسان را مكافات اى پسر * لطف و احسان و ثواب معتبر اگر كفريم ايمان شو ، وگر جرميم غفران شو * وگر عوريم احسان شو ، بهشتى باش و رضوان شو مشاهدهء خداوند با بصيرت درون و يقين كه عارف پس از درك مقام توحيد صفاتى و ذاتى خداوند به آن دست مىيابد و آن نهايت مقام مشاهده است . احوال : جمع حال به معناى تحول از حالتى به حالت ديگر . معناهايى كه به قلب سالك بدون اختيار و تعمد و جلب و اكتساب وارد مىشود از قبيل طرب و حزن و بسط يا قبض و شوق و انزعاج و امثال آن .